خلاصه سخنرانی شب دوم محرم 1441

الان جنگ جنگ تمدنهاست. گاهی ما لازم است مالمان را قرض بدهیم تا دیگران بتوانند بجنگند، گاهی لازم است فزندانمان را قرض بدهیم ، گاهی لازم است جانمان را قرض بدهیم و گاهی رفاهمان را. حالا اگر هیچ کدام از این کارها را نمی کنیم لااقل ترسمان را پنهان کنیم و دل دیگران را متزلزل نکنیم. این کمترین کاری است که می توانیم در قبال جامعه انجام دهیم.

« وقاتلوا فی سبیل الله و علموا ان الله سمیعٌ علیم»(بقره/244) خداوند در قرآن امر به جهاد می کند و این جهاد به عهده مردم است. بر اساس همین آیات هزینه جنگ نیز به عهده مردم است و تا زمانی که مردم پای کار نباشند جبهه حق هیچ گاه بر جبهه باطل پیروز نخواهد شد.  لذا در ایه بعد می فرماید: من ذی الذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه اضعافاً کثیره»(245) شما به خدا قرض دهید تا خداوند برای شما اضافه کند. یعنی خداوند قرض شما را پس می دهد و اضافه هم می کند هم در دنیا و هم در آخرت، کما اینکه در جای دیگر می فرماید« الله یقبض ویبسط و الیه یرجعون» همه چیز دست خداست. نگران چه هستید.

مسئله بعدی این است که بعضی از خواص جامعه اعتقادی به جنگ ندارند. نمی دانم اینها بر اساس کدام معیاری آیِنده جامعه و نظام را می سنجند؟ گاهی دشمن شکوه و عزت شما را نشانه گرفته نمی توان با هیچ روش دیگری با او مقابله کرد. خداوند بعد از این دو آیه در سوره بقره دقیقاً در آیه 246 داستان طالوت و جالوت را مطرح می کند: که خواص قوم موسی نزد پیغمبرشان رفتند و از او خواستند تا برایشان امیری مشخص کند تا با دشمنی که آنها را خفیف کرده و میراثشان را به تاراج برده بود بجنگند. پیغمبر که به چهره های آنها نگاه کرد و با شناختی که از افراد جامعه خود داشت پرسید :« آیا می خواهید برایتان امیری مشخص کنم و نجنگید؟» خود خواص از این سوال تعجب کردند، اما از آنجا که تاریخ تکرار می شود ما همین داستان را در جریان کربلا مشاهده می کنیم. خواص کوفه  برای امام حسین(ع) دعوت نامه نوشتند و زمانی که امام به سو آنها رفت در مقابل ایشان ایستادند. مبادا خواص جامعه ما نیز که مدام ندای یابن الحسن کجایی سر می دهند، در زمانی که ندای هل من ناصر مولا را شنیدند کنار کشیده و ایشان را تنها بگذارند.

بازگشت به صفحه اصلی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *