بحث امشب ادامه آیات 246 و 247 سوره بقره است.

در ادامه داستان طالوت، در معنای آیه آمده است که به محض خروج سپاه از شهر، طالوت به سپاهیان گفت:« خداوند می خواهد شما را با رودخانه ای امتحان کند، هر کس از رودخانه بنوشد از من نیست، و هر کس ننوشد از من است، مگر کسی که به اندازه یک کف دست با دست بنوشد.» یعنی از همان ابتدا امتحان را هم مشخص کرد، ولی به محض اینکه به رودخانه رسیدند همه نوشیدند مگر تعداد اندکی که گفته اند حدود 313 نفر بودند. یعنی در همین مرحله اول عده ای ریزش کردند. در ادامه آیه می فرماید: کسانی که به طالوت ایمان داشتند، با او از رودخانه گذشتند، وقتی سپاه جالوت را دیدند گفتند:« ما طاقت مبارزه با جالوت و سپاهش را نداریم، این سخن کسانی بود که نشانه های اول مسیر را دیدند، سختی های مسیر را تحمل کردند، از آب ننوشیدند، به مسیر هم اعتقاد کامل داشتند. در کنار اینها گروه سومی بودند که قرآن آنها را با یک ویژگی مهم معرفی می کند:« قالَ الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ».

عین همین اتفاق در جنگ احزاب افتاد، وقتی احزاب با هم هم دست شدند تا سپاه اسلام را شکست بدهند. در خصوص این جنگ بارها خوانده و شنیده ایم. شهر مدینه از سه طرف محصور بود و تنها از یک سمت قابل نفوذ بود. با طرح ایجاد خندق عملاً سپاه اسلام خود را در محاصره کامل قرار داد. از طرفی یکی از قبایل یهودی که داخل شهر و هم پیمان پیامبر بودند فرصت را مناسب دیده و خیانت کردند، از سوی دیگر آن سال خشکسالی شده بود و شرایط اقتصادی مناسب نبود، یعنی اختلاف داخلی، تحریم خارجی و مشکلات اقتصادی در کنار عدم امنیت. لذا زنان و فرزندان مسلمانان را در یک اردوگاه مستقر کرده بودند تا در معرض خطر کمتری باشند. حالا این شرایط را در نظر داشته باشید تا برگردیم به زمان حفر خندق. وقتی قرار شد خندق حفر شود، هر قسمت را به یک طایفه سپردند. در اواسط کار گروهی نزد پیامبر آمدند و گفتند کار دیگر جلو نمی رود، تخته سنگی مانع حفر شده ونمی توانیم کاری بکنیم. پیامبر خود به آن قسمت رفتند. کلنگ را گرفتند و به ان ضربه زدند. در هر ضربه نوری به آسمان بلند می شد که ایشان در تعبیر آن نورها فرمودند: با ضربه اول دیدمکه کاخ کسری را فتح می کنیم، در ضربه دوم دیدم که کاخ رم را فتح  می کنیم و در ضربه سوم دیدمکه یمن را فتح می کنیم. عده ای سخنان پیامبر را به تمسخر گرفتند و حالا که مشکلات پیش امده بود همان ها به پیامبر اعترارض می کردند که کجاست فتح کاخ های ایران و روم و یمن؟

نوع نگاه به دین و نظامی که برای محاسبه داریمم تحلیل ما را مشخص می کند. در همان زمان که عده ای می گفتند: وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُورا»(احزاب/12) عده ای دیگر که به پیامبر و راه او اعتقاد داشتند می گفتند:« قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ»(احزاب/22). این تفاوت نگاه از نظام محاسباتی برخاسته است.

سوره انفال که یکی از سوره هایی است که در مورد جهاد صحبت می کند ویژگی هایی را بیان می کند که اگر داشته باشیم نظام محاسباتی دقیق تری خواهیم داشت. یکی از این ویژگی ها این است:« من یتق الله یجعل له فرقاناً» فرقان یعنی شناخت تونایی حق از باطل و این همان چیزی است که ما این روزها به آن نیاز داریم.

نکته مهمی که در خصوص یاران طالوت بیان شد، باور داشتن و ایمان داشتن است. همه ما می دانیم خدا هست اما باور نداریم. تفاوت بین باور و دانستن را امام خمینی بارها تاکید کرده اند به طور مثال این مسئله را مطرح کرده اندک ه همه ما می دانیم فردی که می میرد دیگر توان آسیب رساندن به دیگران را ندارد با این وجود حاضر نیستیم با یک جنازه در یک اتاق بمانیم، و گاهی تا مدتها در اتاقی که یک جنازه بوده شب نمی مانیم و این نشان عدم باور به دانسته هاست.

نکته اساسی دیگری که باید اشاره شود این است که نه در تقابل بین طالوت و جالوت جنگ در گرفت و نه در نبر احزاب، بلکه در هر دو مورد با اراده خداوند با یک ضربه دشمن منهدم شد و امروز نیز ادعا ما همین است که نه مذاکره می کنیم و نه جنگ می شود. در تمام این موارد جنگ ، جنگ اراده هاست. هر کس اراده قوی تر و اعتقاد بیشتری به خداوند داشته باشد پیروز است. اراده و ایمان قوی را در وجود مبارک ابوالفضل العباس می توان دید.

بازگشت به صفحه اصلی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *