محوریت بحث امشب در ادامه بحث های شب گذشته، آیه 23 سوره احزاب است که می فرماید:«مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِر». برخی از مومنان دو ویژگی دارند که آنها را متمایز می کند: 1- اینکه در ایمانشان صادق هستند؛ 2- منتظر شهادت هستند. در واقع اینکه منتظر شهادت هستند نتیجه صداقت در ایمان است. در خصوص شهادت و جایگاه آن روایات و سخنان زیادی شنیده ایم. مثل اینکه شهادت، روغن ریخته را نذر امام زاده کردن است. یعنی به عبارتی همه ما میمیریم پس ای کاش فرد با شهادت از دنیا برود. خط ایمان واقعی خط شهادت است. 

نمونه این صداقت در ایمان را می توان در واقعه عاشورا و در وجود مبارک حضرت زینب(س) دید که امتداد خط ایشان، وجود شهدای مدافع حرم امروز ماست. شهدایی که به عشق بی بی حضرت زینب(س) از جان و مال و همه دارایی های خود گذشتند.

روایت داریم که «إنَ فوقَ کل بررٍ براً، إلا شهیداً فی سبیل الله»، بالاتر از هر نیکی، نیکی هست مگر شهادت در راه خدا. خداوند در سوره جمعه آیه 6، به منافقین می فرماید:« قُلْ يا أَيُّهَا الَّذينَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ » اگر فکر می­کنید شما دوستان خدا هستید پس آرزوی مرگ کنید، اگر راست می گویید. یعنی شما در سخن خود صادق نیستید. پس صداقت یک اصل در ایمان است.

سرنوشت کسی که در صراط مستقیم حرکت می کند ملاقات خداوند است، امام خمینی این ملاقات را متصف شدن به صفات الهی تعبیر کردند. یعنی فرد به درجه ای می رسد که طبق روایت قدسی که خود خداوند فرموده اند، می تواند کن فیکون کند. حالا کدام انسان عاقلی است که این قدرت را نخواهد. قدرت خداوند حی لایموتی که وجودش را هم عقل با برهان می پذیرد هم دل. خدایی که نشانه هایش در آفاق و انفس پراکنده است و ما می توانیم با نگاه کردن به آنها ایمانمان را اضافه کنیم.

علما می گویند عمل کنید تا ایمانتان اضافه شود، ایمان که اضافه شد عمل هم اضافه می شود این روند تا جایی ادامه پیدا می کند که فرد به یقین برسد. یعنی به جایی که در سخت ترین شرایط شعار «ما رأیتُ الا جمیلا » سر بدهد.

بازگشت به صفحه اصلی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *